|
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 18:44  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
مي دانيم که علاقه انسان به خود و به تعبير دانشمندان "حب ذات "،چنان قوي است که انسان همه چيز خود وديگران را در راه آن فدا مي کند .اما قدرت ايمان اعتقاد به هدف ،از آن بالاتر است. در اسلام ،نبرد براي رضاي خداست و اگر هدف به قيمت کشته شدن هم تمام شود ، سرباز بدون ترس جان بر کف ، خود را در معرض هر گونه خطري قرار مي دهد ، بنلبراين جهاد بدون ايمان به خدا تحقق نمي پذيرد و از اين رهگذر ،شهادت نيز حاصل مي گردد. قرآن پس از آن که به اين حقيقت اشاره مي کند که مرگ وزندگي وحيات به دست خداست،در جواب کساني که مي گفتند اگر بستگان ما به جنگ نمي رفتند به چنگ مرگ نمي افتاند،در آيات بعدي چنين ادامه مي دهد :اگر در راه خدا بميري (يا کشته شوي)،در آن جهان به آمرزش و رحمت خداوند نائل خواهي شد و آن بهتر از هر چيزي است ،که در حيات دنيا براي خود فراهم آوريد . اگر در راه خدا بميريد (يا کشته شويد )غم مداريد که به رحمت ايزدي پيوسته و به سوي خدا محشور خواهيد شد ."آل عمران /157 و158” "و آنها را بشارت ونعمت و فضل خدا دهند و خداوند اجر اهل ايمان را هرگز ضايع نگذارد."(آل عمران /171)پس در صورتي که در جبهه جهاد ،مرگ کسي تحقق پيداکرد وکشته شد ، از نظر اسلام شهيد داراي وپاداش بزرگي خواهد بود .امام حسين (ع)پس از استقرار در سرزمين کربلا به ياران خود فرمود :"اي بزرگ زادگان ،صبر وشکيبايي به خرج دهيد که مرگ چيزي جز يک پل نيست که شما را از سختي و رنج عبور داده ، به بهشت پهناور ونعمت هاي هميشگي آن مي رساند. چه کسي است که نخواهد از زندان به قصر انتقال يابد ؟و همين مرگ براي دشمنان شما مانند آن است که از کاخي به زندان و شکنجه گاه منتقل گردد .پدرم از پيامبر (ص)بر من نقل نمود که مي فرمود :"دنيا براي مومن همانند زندان و براي کافر همانند بهشت است . مرگ پلي است که اين گروه را مومن را به بهشتشان مي رساند و آن گروه کافر را به جهنمشان ." شهادت از ديدگاه امام خميني (ره) اينها هم حجاب را بر ميدارند . خداي تبارک وتعالي و يا در جبل "انيت " خود موسي تجلي مي کند ، " و خر موسي صعقا " شهيدان نظير انبيا و اوليا ، چيزهايي که بين آنها و حق تعالي حجاب بوده است مي شکنند و صعق وموت اختياري براي آنها تجلي مي کند وبه حسب آن نگاه عقلي ، باطني ،روحي وعرفاني نگاه نموده ، ادراک ومشاهده مي کنند واين آخرين کمال است براي انسان .اين روايتي که کتاب کافي نقل شده انبيا را مقارن شهدا قرار داده و همان جلوه اي را که حق تعالي بر انبيا مي کند بر شهدا نيز مي نمايد .چطور که انبيا حجاب ها را شکسته بودند آنها نيز حجاب ها را شکسته و آخرين منزلي که براي انبيا است ، شهدا بر حسب حدود وجودي خودشان به اين منزل مي رسند .
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:13  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
شهادت واژه اي آشنا براي همگان ونيزاصظلاحي پر محتوا و با نماد رنگ سرخ كه نشان از غيرت و مردانگي دارد ، در وجود خود گنجانده است . شهادت هنر مردان خدا است . شهادت باب ورود به بهشت برين است . شهادت تنها يك واژه خشك و خالي نيست اين خدا باوري و معاد انديشي است كه به شهادت معنا ميدهد و از آنجا كه در اين موضوع جهان بيني ،شهيد به حياتي والا تر و لايزال دست مي يابد ،جان نثاري اش معقول است وگرنه عاقلانه نيست كه كسي براي دست يابي به رفاه و زندگي دنياي خود با ديگران ، از جان خودش در گذرد. شهادت و شهادت طلبي ،ميوه شجره طيبه است كه يكي از دو پيروزي را براي مجاهدان در دراه خدا نويد ميدهد . به عبارت ديگر طلايه داران جانبازي و شهادت در اين انقلاب و دفاع هشت ساله از كدامين قبيله بودند ؟ منتظر بقیه ی مطلب با شید......
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:45  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
يك مسئله شرعي یکی از شرایط نماز جماعت این است که بین امام و ماموم هیچ فاصله ای نباشد. ((طبق فتوای تمامی مراجع تقلید.))
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:40  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
علامه مجلسی (ره) به سند صحیح از حضرت امام جعفر صادق (ع) و یا حضرت امام محمد باقر(ع) روایت کرده است: چون مومن بمیرد شش صورت با او داخل قبر می شوند که یکی از آنها خوشروتر و خوشبوتر و پاکیزه تر است از باقی صورتها یکی از آنها در جانب راست و دیگری در جانب چپ و یکی در پیش رو و یکی در پشت سر و یکی در پایین پا و آن که از همه خوش صورت تر است در بالای سر می ایستد . پس سوال یا عذاب از هر جهت که می آید آنکه در آن جهت ایستاده مانع می شود ,سپس آنکه از همه خوش صورت تر است به سایر صورت ها می گوید شما کیستید؟خداوند شما را از طرف من جزای خیر دهد. صاحب جانب راست می گوید من نمازم . صاحب جانب چپ می گوید من زکاتم. آنکه در پیش روی اوست می گوید من روزه ام. آنکه در عقب سر است می گوید من حج و عمره هستم. وآنکه در پایین پا است می گوید: من برّ و احسان به برادران مومنم سپس آنها به او می گویند:تو کیستی که از همه ما بهتر و خوشبوتری و خوشروتری ؟ گوید: من ولایت آل محمّد صلوات ا... علیهم اجمعین هستم. (بحار الانوار ج 6 ص 234) محاسن ص 288 منازل الاخره ص 21
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:39  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
شیخ عباس قمی نقل می کند از ثقة الاسلام نوری که او نیز در دار السلام از حاج مولا فتح علی سلطان آبادی که فرمودند: عادت و طریقه من بر آن بود که هر کس از دوستان اهل بیت را که خبر فوتش را می شنیدم دو رکعت نماز در شب دفن او برای او می گزاردم خواه آهن میت را بشناسم یا نشناسم و هیچ کس بر این طریقه من مطلع نبود تا این که روزی یکی از دوستان مرا در راهی ملاقات کرد و گفت : دیشب خواب دیدم فلان شخص را که در این ایام وفات کرده و پرسیدم از حال او و آنچه بعد از مردن بر او گذشت...... گفت : من در سختی بودم و حال کارم به عقاب بود ,الا آن دو رکعت نمازی که فلانی خواند واسم شما را برد-آن دو رکعت نماز مرا از عذاب قبر نجات داد. مرحوم حاج مولا فتح علی فرمود:آنگاه آن شخص از من پرسید که آن چه نمازی بود؟پس من او را خبر دادم به طریقه خود برای اموات و از چیزهایی که نافع است برای وحشت قبر آن که رکوع نماز را کامل و تمام کند. چنانکه از حضرت امام محمد باقر(ع) نقل شده است که کسی که رکوع خود را کامل کند وحشتش در قبرش داخل شود(بحار الانوار ج 6 ص 244) و نیز آنکه هر روزی صد مرتبه بگوید: «لا اله الا الله الملک الحق المبین» تا برای او امان از فقر و وحشت قبر باشد و توانگری را به سوی خود کشد و برای او درب های بهشت گشوده شود . «ثواب الاعمالص 22» و نیز آنکه بخواند سوره یس را پیش از آنکه بخوابد و آنکه بخواند نماز لیلة الرغائب را که این نماز با بعضی از فضایل آن در مفاتیح الجنان و در اعمال ماه رجب ذکر شده است. منازل الاخره ص 36 و از حضرت امام رضا(ع) نقل شده است که فرمودند: به شما باد به نماز شب,نیست بنده ای که برخیزد آخر شب و بر جا آورد هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر و هفت مرتبه استغفار کند در قنوت پناه داده شود از عذاب قبر و از عذاب جهنم و عمرش طولانی شود و روزیش زیاد گردد. (سفینة البحار ج 2 ص 397)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:38  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
رسول خدا(ص)فرمودند:به زودی امت من متفرق شده و همه در سه فرقه می شوند.یکی از آنها نجات پیدا می کند و بقیه در آتش جهنم قرار می گیرند. اصحاب از رسول خدا(ص)سوال کردند یا رسول الله ! آن فرقه نجات یافته کدام است؟ حضرت فرمود:آنچه من بر آن هستم و اهل بیت من بر آن هستند و ادامه دادند مَثل اهل بیت من مَثل کشتی نوح است , هر کس سوار بر آن شد نجات پیدا کرد و هر کس از آن تخلف کرد غرق شد. اصحاب پیامبر نه معتدل بودند و نه صوفی , نه حنفی بودند و نه حنبلی و نه مالکی و شافعی و... بدون شک اصحابش در یک دین واحد بودند که آن مسیر پیامبر و اهل بیتش (ع) است که در اصول دین و مبانی دین معتقد به اسلام هستند و هیچ فرقه ای تمی تواند برهانی در ردّ مسیر اهل بیت پیامبر (ص) استدلال کند. پیروان همه فرق همه منحرف بوده و فقط پیروان مسیر اهل بیت نجات یافته اند و در صراط مستقیم قرار دارند. تذکره فضائل علی ابن ابی طالب (ع) و اعتقاد شیعه ص 91و92 رسول خدا (ص)فرمودند:اگر درختان قلم ,دریاها مرکب,جنیان شمارشگر و آدمیان نویسنده شوند , توان بر شمارش فضائل علی ابن ابی طالب (ع) را نخواهند داشت. -مائه نقبه ص 176
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:37  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
جواب:هیچ چیز بر اصول دین برتری نداردو از آنها با اهمیت تر نیست و در بین اصول پنج گانه همه آنها ما را به توحید دعوت می کنند و تا انسان در آن اصول مطالعه کامل و جامع نکند و یقین نداشته باشد رسیدن به مدارج کمال غیر ممکن است امانکته مهم اینجاست که کمترین حد یقین که علم الیقین است محتاج به تهذیب اخلاق است یعنی تا انسان از تَشَنُت قوای درون و هجوم و از بند رذایل آزاد نشود فرصت درونی برای یقین به هر یک از حصول را پیدا نمی کند. این است که بزرگان فرموده اند:ای مومن در تهذیب اخلاق کوشش کن تا به علم الیقین برسی و کلام اولیاء را از جان بپذیر تا قدم به مرحله عین الیقین نهی و قدمی فراتر کلام ایشان را به کار بندودر تقوا وانقطاع کوشش کن تا به مقام حق الیقین نائل آیی.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:36  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
ابوبصیر می گوید از حضرت امام جعفر صادق (ع) از قول خداوند پرسیدم که می فرماید:«یهود و نصاری دانشمندان و عابدان خود را در برابر خداوند پروردگار خود گرفتند» آیه 31 سوره توبهامام علیه السلام در پاسخ فرمودند : به خدا این دانشمندان و عابدان آنها را به پرستش خود شان دعوت نکردند و اگر هم می خواندند آنها را نمی پذیرفتند ولی به نظر خودشان حرام خدا را برای آنان حلال و حلال خدا را برای آنها حرام کردند و آنها ندانسته و نفهمیده ایشان را از این راه پرستش کردند.و نیز فرمودند:«کسی که اطاعت کند امر کسی را در معصیت پروردگار پس او را پرستیده است»مانند برخی فرق اسلامی که اطاعت علمای خود را در بیان احکام الهی و تعیین حلال و حرام واجب می دانند یا اینکه ایشان از روی میل شخصی خود را حلال حرام را تعیین می کنند.از ابوحنیفه نقل شده که گفته است:رسول خدا (ص) در این مورد چنین فرموده است و من بر خلاف او چنین می گویم.پس اینها هم علمای خود را رب خود گرفته و در لزوم اطاعت شریک خداوند عالم قرار داده اند و اگر پرسیده شود :شیعه اثنی عشری هم چنین اند یعنی اطاعت علمای خود را لازم و تقلید از آنها را در تعیین احکام الهی واجب می دانند.پاسخ این است که : امامیه «شیعیان» تقلید نمی کنند مگر از فقیهی که از هوای نفسخالی باشد و هر حکمی که بیان می کند مستند به قرآن مجید و اخبار ائمه معصومین (ع) باشد. بعلاوه اطاعت از او هم مستند به اطاعت از خدا و پیغمبر و امام است.به این بیان: چون خداوند اطاعت اولوالامر را که ائمه دوازده گانه اند واجب فرموده و آنها هم در مثل زمان ما اطاعت از فقیه عادل را امر فرموده اند پس اطاعت از او اطاعت از امام (ع) و پیغمبر است و اطاعت ایشان هم اطاعت خداست و روی شرک در مقام پرستش و بندگی خداوند که ممکن است اهل کتاب و مسلمانان به آن مبتلا شوند مانند نصاری که مسیح(ع)را می پرستند به اعتقاد اینکه پسر خدا و بلکه عین خداست و مانند گروهی که علی(ع) را می پرستیدند به اعتقاد اینکه در شئون الوهیت شریک خداوند است و مانند صوفیه که قطب خود را می پرستند به خیال اینکه با خداوند متحد است یا خداوند در او حلول کرده است. قلب سلیم ص 95 و96
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:33  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
الف) آیا کنیزانی که در قرآن ذکرشده اند که بدون صیغه مردان در زمان امام معصوم (عليهم السلام) می توانند با آنها ازدواج کنند توهین به مقام شامخ آن است؟ جواب: اول این که خداوند حلال و حرام را مشخص می کند و ما باید تابع باشیم دوم این که زنانی که به عنوان کنیز استفاده می شدند کسانی بودند که به اسلام ایمان نیاورده بودند و بر کفر خود باقی ماندند چون روش امام معصوم در جنگ با کفار اینگونه است. 1-ایمان بیاورند2-جنگ می کنند وآنها مسلمان می شوندوکسانی که مسلمان نشوند به مسلمین جزیه می دهند وزنان آنهابه عنوان کنیز خدمتکار مسلمانان قرارداده می شوند.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:3  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
1ــ چون که بسم الله الرحمن الرحیم نشانگر رنگ و جنبه ی الهی و بیانگر جهت گیری توحیدی است. 2ــ بسم الله الرحمن الرحیم رمز توحید است و ذکر نام دیگران به جای آن رمز کفر است. 3 ــ بسم الله رمز بقا و دوام است زیرا هرچه که رنگ غیر خدایی داشته باشد فانی است. 4 ــ بسم الله رمز عشق به خدا و توکل به اوست. 5 ــ بسم الله گام اول در مسیر بندگی است. 6 ــ بدون بسم الله کار ابتر است.(2) ۲-تفسیر نور
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:1  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
ده چیز برای روزه دار مکروه است: ١- دارو ریختن به چشم و سرمه کشیدن در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد. ۲- انجام دادن هرکاری مانند خون دادن و حمام رفتن که باعث ضعف می شود. ۳- انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق می رسد. ٤- بو کردن گیاهان معطر. ٥- نشستن زن در آب. ٦-استعمال شیاف. ٧- ترک کردن لباسی که در بدن است. ۸- کشیدن دندان و هر کاری که به واسطه آن از دهان خون بیاید. ٩- مسواک زدن با چوب تر. ١٠- بی جهت آب یا چیز روانی را در دهان کردن.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 20:58  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
عاشق عارف مرحوم کربلائی احمد از شاگردان مرحوم شیخ می گفت: بعد از فوت مرحوم شیخ ایشان را در خواب دیدم از او سوال کردم در چه حالی؟ گفت:فلانی من ضررکردم!با تعجب گفتم: تو ضرر کردی !چرا؟فرمود: زیرا که خیلی از بلاها که برمن نازل می شد با توسل آنها رادفع میکردم ای کاش حرفی نمی زدم چون الآن می بینم برای آنهایی که در دنیا بلاها را تحمل میکنند چه پاداشی می دهند!(2) 2-کرامات معنوی ص 110
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 20:46  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
کاش وای کاش که این مثال های روشن وپندهای شفا بخش به دل های پاکیزه وگوش های شنوا و آرای محکم وخردهای سخت واستوار برخورد کند.(1) ۱-نهج البلاغه خطبه 83
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 20:45  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
جواب: یکی ازدلائل این که دعا مستجاب نمیشود این است چون که هر دعائی خیر نیست و دیگر این که در دعا كردن به فکر خودمان هستیم در صورتی که دعا کردن باید کلی باشد, می خوانیم: «اللهم اشف کل مریض» «خدایا همه مریض ها را شفا بده» نمی گوییم خدایا مریض های مسلمانان را شفا بده.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 20:42  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
چيدن ميوه از باغ كشاورزي براي خوردن درهمان محل بدون اجازه از صاحب باغ آيا حلال است ياخير؟ اگر درخت ميوه درسر راه رهگذرقرار داشته باشد درحال عبور از خيابان ازميوه آن درخت براي خوردن در همان جا استفاده كند اشكال ندارد درغير اين صورت حرام است . (با تشكر از حجه الاسلام سجاد مفيدي)
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 18:49  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
فیلسوف ریاضی دان متخصص دانش کلام ودانشمند شهیر خواجه نصیر طوسی(م676ق)-رضوان الله تعالی علیه-صاحب کتاب تجرید الاعتقاداست.کتاب وی از محکم ترین متون کلامی است. پس از تالیف این کتاب هر متکلمی – اعم از شیعه وسنی – که کتابی در کلام تالیف کرده به متن تجریدنظر داشته است.وی درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف عبارت معروفی داردایشان می نویسد: ((درنزد خردمندان روشن است که لطف الهی پس از فرستادن پیامبر منحصر است در تعیین امام (تا مردمان بی راهبر و مربی نمانند وکتاب و سنت شارحی لایق ومطمئن داشته باشدوواسطه ی فیض قطع نگردد)ووجود امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند.تصرف او دراموروحضور اجتماعی او وتشکیل حکومت اسلامی ونشر تربیت قرآنی به وسیله ی او لطفی دیگر است وغیبت او مربوط به خود ماست))(1) مرحوم خواجه در جای دیگر قریب به همین مضمون نوشته شده است:((غیبت 1ـ کشف المراد ص 651 حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف ونه از آن حضرت است پس ازمکلفین ومردم است وآن غلبه ی خوف وتمکین نداشتن مردم از امام است .موقعی که سبب غیبت زایل گردد ظهور واقع میشود.))(1) در توضیح مطالب خواجه می گوید :هر چند غیبت براساس حکمت الهی صورت گرفت وما به همه ی اسرار آن آگاه نیستیم اما ممکن است رمز اساسی غیبت دراین نکته نهفته باشد :سرپیچی وطغیان جوامع در طوت مدت امامت یازده امام معصوم علیهم السلام تخلف و عدم حمایت مردم از امامان پیشین کاملا روشن است. این مسئله نشانگرآن است که مردم نمی خواسته اند زیر بار حکومت عدل اسلامی بروند .در چنین وضعیتی غیبت یک مسئله ی طبیعی است و ظهور و حضور امام علیه السلام در جامعه سوال برانگیز است. از این روامام علیه السلام غایب خواهد بود وبه وظایف خود به طور پنهانی عمل میکند تا زمینه ی ظهورش فراهم آید. آن وقت مردم جهان در خواهند یافت که علت غیبت در وجود خودشان نهفته بوده واز آن غافل بوده اند و چنانچه بیشتر خود را آماده میساختند به رژیم های فاسد دل نمی بستند امام برآنها ظاهر می شد. 1ـ رساله امامت فصل 3 ص 25 59 نکته درمورد امام زمان
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 18:48  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
علی بن الحسین علیه السلام از خداوند نقل کرده که حضرت حق فرمود سوگند به عزت و جلال و عظم وجلال وبها وعلو مقام وارتفاع مکانم هر جنبنده ای که خواست مرا برخواست خود مقدم بدارد من هم او را منحصر به آخرت می کنم قلباً او را بی نیاز می کنم همه امورش را کفایت می کنم وآسمان وزمین را ضا من روزی او می کنم ودنیا را درنظر او بی اعتبار می سازم تا از آن متنفّر شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 18:45  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
شخصی می گوید در هر علمی استادم مخصوصا علم طب از جمله حرفهايش اين بود كه مي گفت ازروي موازين طبي كه مواظب مزاج وحال خودم هستم تا چهل سال ديگر زنده وسالم مي مانم. درآن وقت شصت ساله بود فردای آن روز هنگام ظهر ماست وخيار مي خورد دلش درد مي گيرد عوض اين كه بفهمد از سردی است اين طورتشخيص داد كه چون ماست ضد صفرا است و صفراي من غالب و ماست در دفع آن ضعيف بود شيشه آبليمویی سر مي كشد تا به نظر خودش تعادل برقرار شود همين قدر بدانيد كه عصر همان روز جنازه اش را از خانه اش بيرون بردندنتيجه :هركس بر فهم خودش تكيه کند یعنی مد بری نیست خالقی نیست اراده برتري نيست هركس چنين حالي داشته باشد يعني ايمان ندارد و توكل يعني ازديگران نا امید شدن و به خدا امید داشتن و اگر اینگونه نبود همه را متوكل مي انگارد به غير از خدا.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 18:33  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
آیا می دانید در قرآن کریم همه چیز وهمه صحبتها بیان شده است ما امروزه می گوییم به یک نوع تکنولوژی رسیدیم و دانشمندان آن را کشف کرده اند در صورتی که در زمان پیغمبر ما آنها کشف شده بود ونمونه آن را درمورد اسم سوره حمد ((فاتحه الکتاب)) می گوییم .1)فاتحه الکتاب یعنی آغاز کننده ی کتاب که آیینه رستگاری انسان در این سوره نهفته شده است. 2)آیا می دانید که پنج حرف کلمه فاتحه الکتاب چند تا از علم های روز دنیا را بیان می کند. ف)فیزیک فضانوردی الف)ارتباطات ت) تکنولوژی ح)حرفه ه)هنر پس نگاه کنید ما مسلمانان همه چیز در اختیار مان هست ولی نمی خواهیم از آنها استفاده کنیم فقط در جاهایی که کارآیی داشته باشند از آنها استفاده می کنیم حال آیا قرآن فقط مخصوص ازدواج و فاتحه است.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 18:33  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
خزار با سند خود از امام حسن عليه السلام نقل كرده است كه فرمود: روزي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم خطبه خواند و پس از حمد و ثناي خداوند خداوند فرمود: اي مردم! گويا (رحلتم نزديك است) فراخوانده مي شوم و بايد اجابت كنم، و من در ميان شما دو چيز گرانبها ــ كتاب خدا و عترت و خاندانم ــ را به جا گذاردم كه اگر به آن دو تمسك جوييد هرگز گمراه نمي شويد. پس از آنان ياد بگيريد وبه آنان نياموزيد كه آنان داناتر از شمايند. زمين از آنان خالي نمي ماند مگر اهل خود را به كام مي كشد. سپس فرمود: خدايا! من ميدانم كه دانش (هدايت) نابود نمي شود و پايان نمي پذيرد و تو زمين خود را از حجت بربندگانت ــ كه يا آشكار است و پيروي نمي شود و يا بيمناك غائب است ــ خالي نمي گذاري تا حجتت باطل نگردد و اوليائت پس از هدايت گمراه نشوند كه ايشان در شمار اندك، ولي نزد خدا بزرگ ترين منزلت را دارند. چون از منبر پائين آمد عرض كردم: اي رسول خدا! تو حجت بر همه آفريده هايي. فرمود حسن جانم! خداوند مي فرمايد:«همانا تو بيم دهنده اي و براي هر قومي، هدايتگري است»(1) من بيم دهنده ام و علي هدايتگر است. عرض كردم: اي رسول خدا! پس اين سخن شما كه زمين از حجت خالي نمي ماند چگونه است؟ فرمود: آري؛ علي آن امام و حجت پس از من است، و تو حجت و امام پس از اويي، و حسين حجت و امام پس از توست، و خداي آگاه به اسرار، به من خبر داد كه از صلب حسين فرزندي آيد به نام علي كه هم نام جدش عليست، وچون حسين درگذرد، اين امر خداوندي را به فرزندش علي ــ كه حجت و امام است ــ به پا دارد، و خدا از صلب او فرزندي هم نام و همانند ترين فرد به من آورد. دانش او، دانش من و حكم او، حكم من است. او امام و حجت پس از پدرش خواهد بود و خدا از صلب او فرزندي به نام جعفرــ كه در گفتار و كردار صادق ترين افراد است ــ آورد كه امام و حجت پس از پدرش خواهد بود و خدا از صلب جعفر فرزندي (به نام موسي) هم نتم موسي بن عمران ــ كه عابد ترين مردم روزگار خود است ــ آورد و او امام و حجت پس از پدرش خواهد بود ، و خدا از صلب موسي فرزندي به نام علي ــ كه كانِ دانش خدا و منبع حكمت هاي الهي است ــ آورد كه او حجت وامام پس از پدر خود خواهد بود، و خدا از صلب علي، فرزندي به نام محمد آورد و او امام وحجت پس از پدر خود خواهد بود و خدااز صلب محمد فرزندي به نام علي آورد كه امام و حجت پس از پدر خود خواهد بود، و خدا از صلب علي فرزندي به نام حسن آورد كه او امام و حجت پس از پدر خود خواهد بودو خدا از صلب حسن، حجت قائم را آورد كه امام پيروان خود (امام زمان خود) و نجات بخش دوستان خود خواهد بود. او غائب مي شود تا آنجا كه ديگر ديده نشود. پس گروهي از او برگردند و گروهي پايدار مي مانند و گويند:«متي هذا الوعد ان كنتم صادقين» و اگر از عمر دنيا جز يك روز نماند، خداوند، آن روز را چنان بلند مي كند كه قائم ما ظهور كند و زمين را پر اغز عدل و داد سازد؛ همانگونه كه از ظلم و جور آكنده است. پس زمين از شما(كه حجت خدائيد خالي نمي ماند) و خدا به شما دانش و حكمت مرا داده است، و من از خداوند تبارك و تعالي خواسته ام كه علم و فقه را در نثل و نژادم به ميراث نهد.
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 18:19  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
در يكي از مسافرت هاي تاريخي حضرت سليمان نبي(عليه السلام) با سپاهيان كه ازجن وانس و پرندگان با او همراه بودند گذرشان به وادي مورچگان افتاد. يكي از مورچه ها كه سمت فرماندهي آنها را داشت چون تشكيلات عظيم سليمان را ديد احساس خطر كرد و فرياد زد كه: اي مورچگان داخل لانه خود بدويد تا سليمان و لشكريانش شما را پايمال نكنند، آنان نمي فهمند. باد سخن مورچه را به گوش سليمان رسانيد. همچنان كه در هوا مي گذشتند ايستاد و دستور داد مورچه را بياوريد وقتي مورچه را آوردند. سليمان فرمود: مگر نمي داني كه من پيامبر خدا هستم و هرگز به كسي ظلم وستم نمي كنم. مورچه گفت: بلي مي دانم. سليمان فرمود: پس چرا به آنها دستور دادي كه فرار كنند. مورچه گفت: من احساس كردم مورچه ها تشكيلات عظيم سلطنت بي نظير شما را ببينند و فريفته دنيا شوند و از خدا فاصله گرفته و غير او را پرستش كنند(1)
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:0  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
سؤال: آزمايش الهي براي چيست؟ درحالي كه اصولاً امتحان وازمايش براي آن است كه انسان از جهل بيرون آمده وبر ناشناخته ها دست يابد؛ در حالي كه خداوند از اسرار درون و برون همه كس و همه چيز آگاه است.
جواب: در جواب بايد بگوييم كه: اگر ازمايشهاي بشري باشد اشكال ذكر شده وارد است زيرا بشر براي رفع جهل و ابهام و انتخاب برتر اقدام به امتحان وآزمايش مي كند، امّا آزمايش هاي خداوند دو دليل دارد: 1ـ انسان دنبال حقيقت باشد و از سنت هاي الهي براي شكوفا نمودن استعداد هاي نهفته و تكامل بخشيدن به نظام هستي استفاده كند. تمام موجودات زنده سير تكاملي دارند، مثلاً درخت با تشكيل دادن شاخ وبرگ و ميوه به تكامل رسيده است كه طي زحمات و تلاشي به دست مي آيد همانند اينكه آن را باغبان آبياري ميكند و بعد درخت در پاييز برگ درختان ريخته مي شود و در زمستان اثري از سبزي دردرخت ديده نمي شود، در بهار شكوفه ميزند و نهايتاً در تابستان دوباره ميوه ميدهد و اين است سير تكاملي يك درخت؛ ولي سير تكاملي انسان خليفه الله شدن است نه برگ و ميوه دادن پس براي رسيدن به اين هدف والا بايد به ما رنج ها و سختي ها برسد تابتوانيم حقيقت خودمان را پيداكنيم. 2ـ آزمايش براي ثواب و عقاب: در بين مردم يك ضرب المثل گفته مي شود كه: «به عمل كار برآيد به سخنراني نيست». يكي از دلائل ديگر براي اين كه لازم است خدا انسان را آزمايش كند جهت ثواب و عقاب است؛ زيرا اگر كسي عملي انجام ندهد پس نتيجتاً ثواب و عذابي نبايد دركار باشد، در صورتي كه اين محال است و اين معني اختيار است. انسان اختيار دارد «دروغ بگويد» واختيار دارد«راست بگويد» حال انتخاب با خود اوست واين انتخاب است كه او را بهشتي يا جهنمي مي كند.
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:35  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام فرمودند: چون روايتي را شنيديد آن را بفهميد و عمل كنيد، نه بشنويد و نقل كنيد؛ زيرا راويان علم فراوانند و عمل كنندگان به آن اندكند.(وما نيز از خوانندگان عزيز مي خواهيم كه اين حديث را سرلوحه زندگي خود قرار دهند).(1)
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:30  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
ابی سعید خدري مي گويد: با رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) نشسته بوديم مردي پيش او آمد و عرض كرد: يا رسول الله خبر بده به من از فرمايش خداوند با ابليس كه فرمود:
«اَسْتَكبَرْتَ اَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِيْنَ» (آيا متكبر شدي يا از گروه عالين بودي)(1) عالين چه كساني هستند آيا از فرشتگان والا مقام ترند؟؟؟ رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند: من و علي و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام) در برابرعرش پروردگارجهانيان بوديم و او را تسبيح مي كرديم و فرشتگان به تسبيح ما، تسبيح مي گفتند. بيش از دو هزار سال قبل از خلقت آدم و هنگامي كه خداوند آدم را آفريد به فرشتگان امركرد آدم را سجده كنند و ما را به اين سجده امر نكرد تمام فرشتگان سجده كردند مگر ابليس كه نا فرماني كرد وسجده نكرد و سپس خداي بزرگ فرمود:«آيا متكبر شدي يا از گروه عالين بودي». مقصود خداوند ازعالين پنج تن بودندكه نام آنها بر سرداق عرش نوشته شده بود وما كساني هستيم كه از راه ما خلايق مي توانند به خداي خود نزديك شوند، به ما هدايت مي شوند، و كسيكه ما را دوست داشته باشد خداوند او را دوست دارد و در بهشت ساكنش مي گرداند و كسي كه ما را دشمن بدارد خداوند او را دشمن مي دارد و در آتش جايش مي دهد، و بدان كه جز حلال زاده ما را دوست ندارد.(۲)
2ـ فضائل شيعه(شيخ صدوق) حديث 7
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:25  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم هنگامي كه در غدير فرمود:«من كنت مولا فهذا عليٌ مولا» (هركس من مولاي او هستم پس اين علي مولاي اوست)
جبرئيل به آن حضرت افتخار كرد و كه خادم و دوستدارش بوده و به اذن الهي در همه جا با آن حضرت بوده و در درب خانه اش بوده. ميكائيل به آن حضرت افتخار نمود.اسرافيل افتخار مي كرد كه گهواره آن حضرت را حركت داده است.و عزرائيل نيز افتخار كرد وگفت: چه كسي مانند من است، مأمور شده ام كه جان شيعيانش را به اجازه و رضايت او بگيرم.(1)
شكر خدا كه عزت واقبال يار ماست مدح وثناي آل محمد شعار ماست دل مُهرشد به مِهر ولاي تــو يــاعلي تا روز حشر ايـن سند افتخار ماست با تشكر از سيد محمد ستوده حسيني
1ـ مصباح كفعمي ص 735 و جنة الآمال الواقعه
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:1  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
ولادت با سعادت دخت نبي فاطمه زهرا سلام الله عليها رو اول از همه به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) و سپس به همه شما عزيزان تبريك و شادباش عرض ميكنيم. اميدواريم كه زير سايه محبت اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) شاد و پيروز باشيد.
شكر خدا كه بر دلم مُهر ولاي فاطمه است رهين منتش شدم كين ز وفاي فاطمه است طبع يلند شعر من وصف و ثناي فاطمه است اين همه از كرامت جود و سخاي فاطمه است عنايتي نما خدا ــ شوم گداي فاطمه قسم به جان فاطمه ــ منم گداي فاطمه وصف تو را رقم زدم تا به قلم در آورم تا كه زنامت اي صنم عقده دل بر آورم تحت لواي عشق تو دست دعا بر آورم تا كه زنار سينه ام سوز سخن بر آورم كرده خدا وصف تو را بيان درآن كتاب خود تا كه تو هم فدا كني بهر خدا شباب خود عطيه هاي ايزدي بر همه ما سوا تويي آنكه زبدر طلعتش داده به دل صفا تويي محرم عرش كبريا راضيه خدا تويي پاره جان مصطفي عصمت كبريا تويي عطاي بيكران حق بر دل بينوا تويي بردل بي وفاي ما فاطمه جان وفا تويي اين دل بيقرار من بسته به تار موي تو مرغ دلم در قفسش نغمه سراي كوي تو گلبن باغ اوليا مست شميم روي تو گلشن باغ مرتضي مست جمال بوي تو گشته منور آفتاب از اثر ضياي تو گرفته بوي خوش جنان ز عطر با صفاي تو غير تو كس اُمّ ابي بهر پدر نمي شود جز تو كسي ز بهر او نور بصر نمي شود گرچه زداغ آن پدر آه تو سر نمي شود هر شرري براي تو آتش در نمي شود اي به فداي سينه و سرخي روي ماه تو از چه به كوچه شد حسن عصاي دست راه تو اي كه وجود پاك تو كعبه عشق مرتضي وه كه بهشت سينه ات عطر مشام مصطفي كوثر ناب چشم تو چشمه فيض اوليا گرد و غبار چادرت چاره درد انبيا دل به فداي صورت و آن مه نيمه تاب تو جان به فداي آن رخ وديده نيمه خواب تو تا كه حديث كوچه ات مي گذرد از نظرم از غم جانگداز تو دادِ مدينه ميزنم اي كه زخاك چادرت گشته چو خاك بر سرم بين كه زقامت خمت هلالي و مدوّرم عنايتي نما خدا شوم گداي فاطمه قسم به جان فاطمه منم گداي فاطمه
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 17:34  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 5:22  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
چون رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)از جنگ خيبر آسوده گرديد، پرچمي را آماده نمود و فرمود:«چه كسي برمي خيزدو حقّ آن را ادا مي كند؟»(منظور پيامبر اين بود كه داوطلب اين امر را به آبادي هاي فدك بفرستد.) زُبَيْر برخاست و گفت من. حضرت فرمود:«از آن دورشو». سعد ازجاي برخاست.حضرت فرمود:«ازآن دورشو». آنگاه پيامبر فرمود:«ياعلي، برخيز و آن را بگير.»امير المؤمنان(عليه السلام) آنرا گرفت و رسول اكرم او را به سوي فدك فرستاد. امير المؤمنين با (پذيرش) اين شرط با آنان صلح كرد كه خونهايشان محفوظ باشد. بدين گونه آباديهاي فدك خاصّ و خالص ازآن پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم)گرديد. جبرئيل(عليه السلام) نازل شد و فرمود: «خداوند به تو دستور مي دهدكه حق نزديكان خود را بدهي». پيامبر فرمود: «مقصود از خويشاوندان نزديك من چه كسي است و حقّ او كدام است؟» جبرئيل عرض كرد: «مقصود خداوند فاطمه(سلام الله عليها) است؛ فدك وآنچه در آن است از آنِ خداوند و رسولش مي باشد، همه را به او ببخش.» رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) حضرت فاطمه(سلام الله عليها) را طلبيد و نوشته اي به ايشان داد كه به سب آن رسول خدا فدك و هرچه كه در آن است را به دخترش فاطمه(سلام الله عليها) بخشيده است.(1) پس از استقرار حكومت كودتايي سقيفه، ابوبكر، بر اساس مشورت با صاحب نظران خود، فدك راكه رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)در دوران زندگاني خود به أمرالهي به فاطمه(سلام الله عليها) بخشيده بود، غصب و كارگران آن حضرت را بيرون كرده و آن مزرعه را در اختيار خود گرفت.(2) و چنانكه سيوطي در تاريخ الخلفاء آورده است، ابوبكر فدك را حَبْوَه و خاصّه خود ساخت(3)
1ـ كحل البصرفي سيره خيرالبشرص301 ـ303 2ـ نهج الحياه ص 205 3ـ كحل البصر پاورقي ص 302
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 4:27  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
حضرت زهرا(سلام الله عليها) براي اثبات حقانيت خود چنين فرمود: امّا درباره فدك، همانا خداوند قرآن را برپيامبرش نازل فرمود، و درآن امر كرد كه حق من داده شود.(وَآتِ ذَالْقُربَي حَقَّهُ) و چون من و فرزندانم نزديك ترين مردم به پيامبر بوديم؛ رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلّم) فدك را به من و و فرزندانم اعطا فرمود. وآنگاه كه حضرت جبرئيل آيه«درماندگان و مسافران»(1) را برپيامبر اسلام تلاوت كرد، پدرم فرمود: «يتيمان و مساكين» كساني هستند كه در سايه سار بارگاه الهي دست بر دامان پيامبرخدا و خاندانش دادند و با فاطمه و فرزندان او زندگي ميكنند ودر دنيا و آخرت، و«ابن سبيل» آنهايند كه راه اهل بيت را مي روند. عمر با حالت اعتراض گفت: پس خمس و غنائم جنگي و اموال عمومي كشور همه مال شما و پيروان شماست؟! حضرت پاسخ داد: امّا باغ هاي فدك، خداوند در قرآن(بخشيدن) آن را به من و فرزندانم واجب كرده است، غير از شيعيان ما. امّا خمس را خداوند براي ما و عموم پيروان و شيعيان ما تقسيم فرموده است، همانگونه كه درقرآن خوانده مي شود. عمر ديگر بار پرسيد: پس سهم ديگر مهاجرين و انصار و تابعين چيست؟ فاطمه(سلام الله عليها) توضيح داد: آنها اگرپيروان وشيعيان ما باشند، از صدقات مشخص شده در كتاب خدا بهره مند مي باشند. خداوند بزرگ و پيامبرش به اينگونه تقسيم اموال عمومي رضايت داده اند كه ميزان بهره بردن از اموال عمومي، دوستي و اطاعت از خدا و اهل بيت (عليهم السلام) است نه دشمني و مخالفت ... عمرخود را به بيراهه زده، پس از شنيدن اين همه آيات و استدلال هاي روشن قرآني گفت: اي دختر محمّد! براي ادعاي خود دليل و مدرك بياور! حضرت فاطمه(سلام الله عليها) جواب داد: شما جابر بن عبدالله و جريربن عبدالله را قبول داريد و سخن آنان را تصديق مي كنيد و از آنها دليل مدرك نمي خواهيد «هرچه خواستندوگفتندپذيرفتيدو به آنها داديد»چه شده است كه ازمن دليل و بيّنه ميطلبيد؟ مدرك من درقرآن است.(2)
2ـ بحار الانوار ج 8 ص 105 ومستدرك الوسائل ج 7 ص 291 و كشكول ص 203 نهج الحياه ص 206
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 4:20  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
انس بن مالك نقل مي كند: حضرت زهرا(سلام الله عليها) پس از غصب باغهاي فدك خطاب به ابوبكر فرمود: اي ابوبكر! تو مي شناسي و ميداني كه حق ما اهل بيت غصب شده است. حقي كه از غنائم داريم كه خداوند هم درآيه مربوط به غنائم و مصرف خمس آن را توضيح داده است.«اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان كه دوگروه بهم رسيدند، نازل كرديم ايمان آورده ايد، بدانيد هرگاه چيزي را غنيمت گرفتيد، خمس آن براي خداوند وپيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است.»(1) ابوبكرگفت: آيا فدك را به طور كامل بايد تسليم شماكنم؟(فدك مال شماست؟) حضرت زهرا(سلام الله عليها)پاسخ داد: آيا فدك مال توست؟ ويا به نزديكان تو اختصاص دارد؟ ابوبكر گفت: من آن را در رابطه با مصالح مسلمين خرج ميكنم. حضرت زهرا(سلام الله عليها) پاسخ داد: اين حكم الهي نيست(كه اموال مشخص مردم را تصاحب كني) و پدرم رسول خدا چنين دستوري به ما نداده است. درصورتي كه از پدرم رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)پس از نزول آيه 41 سوره انفال شنيدم كه فرمود: بشارت باد، اي فرزندان محمّد(صلي الله عليه وآله وسلم)كه مايه غنا وبي نيازي شما رسيده است. ابوبكر كه ديگر عذري نمي توانست بياورد، به تفسير شخصي خويش متوسّل شد وگفت: علم من اجازه نمي دهد كه طبق اين آيه، فدك را تماماً به شما تحويل دهم(2) جاي بسي شگفتي است، كه رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم)، پس از از نزول همين آيه، فدك را به فاطمه(سلام اله عليها) مي بخشد، امّا علم ابوبكر برابر قرآن وفرمان الهي و عمل رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)، اجازه نمي دهد تا دست از غصب فدك بردارد؟!!
2ـ شرح ابي الحديد، ج 16 ص 230 و بحار الانوار ج8 ص 139 و السقيفه و فدك ص 98
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 4:6  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
جابر بن عبد الله انصاري نقل مي كند كه حضرت زهرا(سلام الله عليها) پس از غصب فدك به ابوبكر فرمود: ميراث پدر من را به من بازگردان. ابوبكر گفت: پيامبر ارث نمي گذارد. حضرت فرمود: آيا سليمان(پيغمبر) از داوود پيغمبر ارث نبرده است؟(1) ابوبكر عصباني شد وپاسخ داد: پيامبر ارث نمي گذارد. حضرت فرمود: آيا زكرياي پيامبر نفرمود كه خدايا فرزندي به من عطافرما تا از من واز آل يعقوب ارث ببرد؟(2) ابوبكر تكرار كرد: پيامبر ارث نمي گذارد. حضرت زهرا ادامه داد: اي ابوبكر! آيا قرآن كريم نفرموده است كه خداوند وصيت كرده در فرزندان شما، پسر دوبرابر دختر ارث مي برد؟ پس ارث دختر از پدر غير قابل انكار است.(3) وابوبكرهمان سخن اول خود راكه مخالف باآيات قرآن بودتكراركرد:پيامبر ارث نمي گذارد(4) حضرت زهرا وقتي غصب فدك با آيات قرآن را محكوم كرد، از ابوبكر پرسيد: چرا ارث مرا از رسول خدا غصب كرده ايد؟آيا به خدا كافرشده وكتاب خدا راتكذيب ميكني؟ وباز ابوبكر پاسخ داد : پيامبر ارث نمي گذارد.(5)
2ـ سوره مريم آيه 6 3ـ سوره نساء آيه 11 4ـ كشف الغمه ج2 ص 37 و الغدير ج 7 ص 191 5ـ وسائل الشيعه ج17 ص 439
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:57  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
سران سقيفه ابتدا غصب فدك را با ادّعاي حديث جعلي، و شهادت شهود مي خواستند اسلامي جلوه دهند، امّا استدلالهاي قرآني حضرت زهرا(سلام الله عليها)، و افشاگري هاي كوثر قرآن، همه آن ترفندها را نقش برآب نمود وناچار شدند با سرنيزه و سيلي زدن وفشار قدرت، فدك را دردست خود نگهدارند. وقتي ابوبكر از حديث دروغين دست كشيد و به شهادت گواهان تكيه نمود، حضرت زهرا(سلام الله عليها) پس از گواهي علي (عليه السلام) و امّ ايمن به ابوبكر فرمود: بدرستيكه پدرم فدك را به من بخشيد وعلي(عليه السلام)و امّ ايمن هم شهادت مي دهند ابوبكر به ظاهر تسليم شد، دستورداد كاغذي آوردند كه در آن نوشت: «فدك جزء اموال فاطمه(سلام الله عليها) است، به او بازگردانيد». زهرا(سلام الله عليها) نامه خليفه راگرفت و به طرف منزل مي آمدكه عمر در بين راه توطئه غصب فدك را افشاكرد، و با حركت خشن خود نشان داد كه جعل حديث و شهادت شاهدان، وطرح مباحث حقوقي در غصب فدك، همه بهانه اي بيش نبود. عمر باخشونت پرسيد: از كجا مي آيي فاطمه؟! حضرت زهرا(سلام الله عليها) پاسخ داد: «از نزد ابوبكر مي آيم، به او خبر دادم كه رسول خدا فدك را به من إعطا فرمود و علي(عليه السلام) و امّ ايمن را بر حقّانيّت من گواهي مي دهند. بنابراين ابوبكرتسليم شد ونامه اي(جهت بازگرداندن فدك) براي من نوشت» عمر قدم پيش گذاشت و گفت: نامه ابوبكر را بده حضرت زهرا(سلام الله عليها) امتناع ورزيد؛ امّا عمر باشدت نامه ابوبكر را گرفت وبر آن آب دهان انداخت و سيلي به صورت زهرا(سلام الله عليها) نواخت و نامه را پاره كرد.(1) حضرت زهرا(سلام الله عليها) فرمود: نامه ام را پاره كردي، خداشكمت را پاره كند.(2)
1ـ عيون الاخبار ص 233 و الغدير ج7 ص 194 و اختصاص ص 178 2ـ الشافي ص 236 وتلخيص الشّافي ص 48
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:52  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
آنگاه كه ادعا ها دروغين از آب درآمد،و ماسكهاي به ظاهر اسلامي فرو افتاد، وجواب استدلالهاي قرآني وشهادت شاهدان صادق را ناديده گرفتند، ونامه وحكم حكومتي خود خود را به هيچ انگاشتند وبرآن آب دهان انداختند، وتداوم حركت نظامي، برهان و استدلالهاي دختر پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم)را باسيلي و شلّاق پاسخ دادند، چاره اي جز افشاگري و كشاندن ماجراي فدك به اجتماعات مسلمين وجود نداشت. بايد با مردم حرف مي زد و مردم را بيدار مي نمود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:18  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
فاطمه(سلام الله عليها) همراه با علي(عليه السلام) حسن وحسين(عليهم السلام) به سوي خانه هاي مهاجرين وانصار رفت وآنها را به ياري طلبيد. روزي در جمع مسلمين ابوبكر و عمر را مخاطب قرار داد و فرمود: آيا باغات فدك در دست من نبود؟ و وكلا وكارگران من در آن كار نمي كردند؟ ومن ازميوه هاي وسبزيجات آن نمي خوردم؟ آن هم در روزهايي كه رسول خدا زنده بودند؟ عمر وابوبكر گفتند: آري حضرت ادامه دادند: پس آنچه كه در دست من بود، براي گرفتن آن چرا ازمن سؤال نكرديد؟ واز مدرك و سند آن نپرسيديد؟ عمر وابوبكر گفتند: براي اين كه فدك جزء اموال مسلمين است. حضرت زهرا خطاب به آن دو نفر در حالي كه جمعيت فراواني اطرافشان گردآمده بودند فرمود:آيا شما اراده كرده ايد آنچه راكه رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) انجام داده است،دگرگون سازيد؟ودرباره ما اهلبيت حكمي نماييدكه درباره ديگران روانمي داريد؟ اي مردم مدينه! بشنويد، اين دو نفر چه مي گويند و چه مي كنند؟ ازشما دو نفر مي پرسم: آيا اگرمن اموالي راكه در دست مسلمانان است، ادعا نمايم ازمن دليل و مدرك مي خواهيد، يا از ديگران و صاحبان اموال؟ گفتند: از تو كه مدّعي اموال ديگراني. حضرت فاطمه(سلام الله عليها) ديگر بار پرسيد: حال اگر مسلمانان اموالي را كه در دست من است، ادّعانمايند، از انها بايد دليل ومدرك بطلبيد يا ازمن؟ عمر درحالي كه سخت عصباني شده بود جواب نداد و همان حرف قبلي را تكرار كردكه: فدك جزو اموال مسلمين است. حضرت زهرا (سلام الله عليها) خطاب به جمعيت حاضر فرمود: كافي است، شما را به خدا سوگند مي دهم اي مردم! آيا ازپيامبر اسلام شنيديد كه مي فرمود:«همانا دخترم فاطمه سيّد وبزرگ زنان بهشت است؟»(1) جمعيت همگي گفتند: آري از پيامبر شنيديم. پس از اعتراف همه مردم حضرت ادامه داد: اي مردم آيا سيّدو بزرگ زنان بهشتي ادّعاي باطل مي كند واموالي را مي گيردكه مال او نيست؟ اي مردم چگونه فكر مي كنيد؟ اگر چهار نفر عليه من به عمل زشتي شهادت دهند ويا دونفر شهادت دهند كه من دزدي كرده ام آيا آنها را تصديق مي كنيد؟ در ميان سكوت مسلمانان و ابوبكر، عمر گفت: آري وبرتو حد جاري مي سازيم. حضرت زهرا فرمود: دروغ گفتي و دشمني وپستي خود را ظاهر ساختي، مگر آنكه اقرار كني كه بر دين محمّد(صلي الله عليه وآله وسلم) نيستي. آن كس كه به خود اجازه مي دهد تا بر سيّد زنان بهشتي شهادت دروغ را روا دارد يا بر او حدّي جايز شمارد، كافر و مورد لعن و نفرين الهي است. زيرا آيات الهي را كه بر پيامبراسلام نازل شده است، منكر شده؛ خدايي كه زشتي ها و پليدي ها را از اهلبيت دور كرده و آنها را از هرگونه گناه ولغزشي پاك نموده، اجازه نمي دهد كه كسي شهادت دروغ بر ضّدشان مطرح نمايد،به علت آنكه اهلبيت از هر بدي معصوم و از هر عمل زشتي پاك ومطهّرند.
1ـ بحارالانوار ج8 ص 234 و مستدرك الوسائل ج17 ص 399
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:16  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
در تداوم افشاگري هاي اجتماعي، حضرت زهرا(سلام الله عليها) به طرف خانه هاي مهاجرين و انصار مي رفت وآنان را به ياري ميطلبيد تا غصب فدك را ساده نشمارند. روزي خطاب به معاذبن جبل فرمود: اي معاذ بن جبل! همانا نزد تو آمده ام و ازتوطلب ياري دارم. زيرا كه باپيامبر خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) بيعت كرد تا پيامبر و فرزندان او را ياري و از آنان دفاع كني همچنان كه از خود و خاندان خود دفاع مي كني. به درستيكه ابوبكرحق مرا در فدك غصب كرده است و وكيل وكارگران مرا اخراج نموده است(1)
1ـ بحارالانوار ج11 ص601 و مستدرك الوسائل ج17 ص 399
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:8  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
در همان لحظه هاي آغازين اعلام ولايت امير المؤمنين (عليه السلام)در غدير خم، و تحقق بيعت عمومي براي ولايت، حضرت زهرا (سلام الله عليها)از پيمان شكني، ودو روئي مخالفان غدير، آگاهي داشت. آنگاه كه حارث بن نعمان گفت: «خدايا اگر ولايت علي(عليه السلام) بحق از طرف تو اعلام شد سنگي بر من فرود آيد و به زندگي من خاتمه دهد». كه فوراً عذاب الهي رسيد، و سنگي از آسمان فرود امد و او را كشت. حضرت زهرا(سلام الله عليها) نگاهي معنادار به علي(عليه السلام) نمود و فرمود: اي ابوالحسن! آيا گمان مي كني در مخالفت با غدير، اين مرد تنهاست؟ سوگند به خدا او پيشگام قومي است كه هنوز نقاب از چهره ايشان فرو نيفتاده است، و انگاه كه فرصت به دست آورند مخالفت خود را آشكار خواهند كرد.(۱) وعلي(عليه السلام) درپاسخ فرمود: من دستور خداو پيامبر را انجام مي دهم و به خدا توكل مي كنم كه بهترين ياري دهنده است.
۱ـ سيره حلبي، ج3 ص 308 و 309
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:7  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
1ـ نكوهش مردم از سير ارتجاعي در روزهاي سخت بيماري فاطمه(سلام الله عليها)، زنان مهاجرو مهاجروانصار به عيادتش رفتندوعرض كردند، اي دختر پيغمبر، چگونه صبح كردي، با بيماري چه مي كني؟ حضرت زهرا(سلام الله عليها) پس ازحمد خدا و درود بر پدرش فرمود: صبح كردم درحالي كه به خدا سوگند دنياي شما را دوست ندارم و از مردان شما خشمناك وبيزارم، درون وبيرونشان را آزمودم ونامشان را ازدهان خودبيرون افكندم واز آنچه كرده اند، ناخشنودم؛ چه زشت است كندي شمشيرها و سستي و بازيچه بودن مردانتان پس ازآن همه تلاش وكوششها چه زشت است سربرسنگ خارا زدن و شكاف برداشتن نيزه ها و فساد آراء و انديشه ها و انحراف آرمان و انگيزه ها. «براي خويشتن چه بد ذخيره هايي تدارك ديدند وپيش فرستادند كه خداوند بر آنان خشم مي گيرد و در عذاب الهي جاودانه خواهند بود.»(1) زيرا بدون ترديد مسئوليت سنگين عهد و پيمان الهي در گردنشان همواره سنگيني خواهد نمود ناچار كار را بدانها واگذار و ننگ عدالت كشي را برايشان باركردم. نفرين بر اين امت مكاران، و دور از رحمت حق باشند ستمگران. 2ـ علل مظلوميت امام علي عليه السلام واي بر آنان! چرا نگذاشتند حق در مركز خود قرار يابد؟ و خلافت بر پايه هاي نبوت استوار ماند؟ (از خانه اي كه جبرئيل در آن فرود مي آمد به خانه اي ديگر بردند. و حق ما را از دست علي، كه عالم به امور دين و دنياست گرفتند). «بدانيد كه اين زياني بزرگ و آشكار است». چه باعث شد كه با علي كينه توزي نماييد و انتقام گيرند؟ چون سوزش تيغ او را چشيدند و پايداري او را ديدند كه نسبت به مرگ بي اعتنا بود؛ ديدند كه چگونه بر آنان مي تازد و با دشمنان خدا نمي سازد و آنان را عقوبت مي كند و خشم علي(عليه السلام) در راه رضاي خداست. 3ـ ويژگي هاي حكومت علي عليه السلام به خدا سوگند! اگر پاي در ميان مي نهادند، و علي(عليه السلام) را بر كاري كه پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) به عهده او نهاده بود وا ميگذاردند ف آسان ايشان را به راه راست مي برد، و حق هريك را به او مي سپرد چنان كه كسي زياني نبيند و هركس ميوه آنچه كشته است بچيند، اين شتر را سالم به مقصد مي رساند و حركتش براي كسي رنج آور نبود. تشنگان عدالت را از چشمه سرشار و زلال حقيقت سيراب مي كرد «چشمه اي كه آب زلال آن فوّاره زناناز هر طرفي جاري است» كه هرگز رنگ كدورت نپذيرد و همواره سيراب بوده رنج تشنگي نبيند. علي (عليه السلام) همواره در پنهان و آشكار نصيحت كننده مردم بود و اگر به خلاف مي رسيد از اموال بيت المال براي خود ذخيره نمي نمود و از ارث دنيا جز به اندازه نياز برداشت نمي كرد، با اندازه آب اندكي كه عطش را فرو نشاند و طعام مختصري كه رفع گرسنگي نمايد. در آن هنگام زاهد از حريص دنيا و راستگو از دروغگو باز شناسانده مي شد (اگر مردم چنين مي كردند، ايمان آورده و تقوي پيشه شده، حق را به امام واقعي مي سپردند، در هاي رحمت از آسمان و زمين بر روي آنان مي گشود. اما دروغ گفتند و بزودي خدا به كيفر آنچه كردند آنان را عذاب خواهد فرمود). 4ـ نكوهش و انحراف مهاجرين و انصار اكنون بيائيد و بشنويد!! شگفتا! روزگار چه شگفتي ها در پس پرده دارد و چه بازيچه ها يكي پس از ديگري بيرون مي آورد (اگر تعجب نمائي! پس گفته هاي آنان تعجب آور است). راستي مردان شما چرا چنين كردند؟ اي كاش مي دانستم به چه پناهگاهي تكيه داده اند؟ و كدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به كدامين ريسمان چنگ زدند؟ و بركدام فرزندان و خانداني پيشي گرفتند و غلبه نمودند؟ شگفتا! چه دوستان دروغين و سرپرستان نا أهلي را انتخاب كردند! و چه زشت است سر انجام ستمكاران كه جايگزين بدي برگزيدند سر را گذاشته به دم چسبيدند، پي عامي رفتند و از عالمي نپرسيدند! «نفرين بر مردمي نادان كه تبهكارند و تبهكاري خود را نيكوكاري مي پندارند. بدانيد كه آنان فاسدند و به فساد خويش آگاهي ندارند». واي بر آنان! «آيا آن كه مردم را به راه راست مي خواند، سزاوار پيروي است يا آنكه خود، راه را نمي داند؟ در اين باره چگونه داوري مي كنيد؟» 5ـ هشدار از آينده اي خونين اما به جان خودم سوگند. نطفه فساد بسته شد. بايد انتظار كشيد تا كي مرض فساد يكر جامعه اسلامي را از پاي در آورد. پس از اين از پستان شتر به جاي شير، خون بدوشيد و زهر كه به سرعت هلاك كننده است. «اينجاست كه روندگان راه باطل زيان كننده اند». و مسلمانان آينده خواهند دانست كه سرانجام اعمال مسلمانان صدر اسلام چه بوده است؟ از اين پس، قلب هاي خو را از بروز آشوبها مطمئن نماييد. بشارت باد شما را به شمشيرهاي كشيده و حمله ها و تهاجمات پي در پي، و به هم ريخته شدن امور اجتماعي مسلمانان و استبداد و ديكتاتوري ستمگران، آنها كه غنلئم و حقوق شما را اندك پرداخت مي كنند؛ و جمع شما را با شمشيرهاي خود دور مي نمايند. پس حسرت و اندوه بر شما! كارتان به كجا انجاميد؟ «دريغا! كه ديده حقيقت بين نداريد، برما هم تاواني نيست و نمي تونيم شما را به كاري كه كراهت داريد! الزام كنيم».(2)
2ـ معاني الاخبار و احتجاج ج1 ص 108 و امالي ص 384 ونهج الحياه ص 107 تا 113
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:3  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
وصيت هاي حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به سه بخش تقسيم مي شوند كه به ترتيب به بيان آنها مي پردازيم. 1ـ وصيت هاي شخصي حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) كه در روزهاي واپسين زندگي به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(عليه السلام) وصيت فرمود: «اي ابا الحسن! لحظه اي بيشتر از زندگي ام نمانده است و زمان كوچ و خداحافظي فرا رسيده است؛ سخنان مرا بشنو، زيرا پس از اين صداي فاطمه را هرگز نخواهي شنيد. تو را وصيت مي كنم، اي اباالحسن! كه مرا فراموش نكني و پس از وفاتم، همواره مرا زيارت نمايي.»(1) 2ـ وصيت هاي سياسي كه حضرت زهرا(سلام الله عليها)در تداوم مبارزات منفي عليه كودتاگران سقيفه، به امام علي(عليه السلام) چنين وصيّت كرد: «اي ابالحسن! همانا من تو را وصيت مي كنم كه: غسل و كفن كردن مرا كسي غير تو انجام ندهد و وقتي وفات كردم، مرا شب دفن كن و هيچ كس را خبر نكن و ابوبكر و عمر را نيز مطّلع نساز و تو را سو گند مي دهم به حق رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)كه ابوبكر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.»(2) و از امام جعفر صادق(عليه السلام) نقل شده است كه در ادامه وصيت هاي خود فرمودند: «وقتي من وفات كردم هيچ كي را اطلاع نده مگر از زنان امّ سلمه و امّ ايمن و فضّه را و از مردان دو فرزندم حسن و حسين(عليهم السلام) و عباس و سلمان و عمّار و مقداد و ابذر و حذيفه را خبر كن؛ مرا دفن نكن مگر درشب و قبر مرا به هيچ كس اطلاع نده(تا مخفي بماند).»(3) 3ـ وصيت نامه نوشته شده توسط حضرت زهرا(سلام الله عليها) پس از شهادت فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، حضرت اميرالمؤمنين وصيتنامه نوشته شدة همسرش را درآورد و گشود و مطالعه فرمود. عبارات و مطالب ارزشمند آن چنين بود: بنام خداوند بخشاينده مهربان، اين وصيتنامه فاطمه،دختررسول خداست،درحالي وصيت مي كند كه شهادت مي دهد، خدايي جز خداي يگانه نيست و محمّد(صلي الله عليه وآله وسلم) بنده وپيامبر اوست و بهشت حق است و جهنم حق است و روز قيامت فرا خواهد رسيد و شكي درآن نيست و خداوند مردگان را زنده و وارد محشر مي كند. اي علي(عليه السلام) من فاطمه(سلام الله عليها)دختر محمد(صلي الله عليه وآله وسلم) هستم، خدا مرا به ازدورج تو درآورد، تادر دنيا وآخرت براي تو باشم. تو از ديگران برمن سزاوار تري، حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و هيچ كس را اطلاع نده. تو را به خدا ميسپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم.(4)
2ـ كشف الغمه ج 2 ص 68 و بحار الانوار ج43 ص159 3ـ دلائل الامامه ص44 و صحيح بخاري ج5 ص139 4ـ بحار الانوار ج 43 ص 214 و وسائل الشيعه ج 13 ص 311 و دلائل الامامه ص 42 و نهج الحياه ص 42
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 1:48  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
با سلام شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) و شما شيعيان ومحبين ائمه معصومين(عليهم السلام) تسليت عرض مي كنيم. به زودي مطالبي با عنوان * حكايت فدك * كه منتخبي از گفته هاي حضرت زهرا (سلام الله عليها) در باره غصب فدك و همچنين برخي از مناظره هاي ايشان با غاصبين فدك (لعنت الله عليهم اجمعين) مي باشد را در اين وبلاگ مشاهده (و انشاء الله مطالعه) خواهيد نمود.
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 1:30  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
سؤال:درقرآن آمده است: «در دين هيچ اجباري نيست» وقتي در پذيرش دين هيچ اجباري نباشد پس حجاب امري فرعي است چرا بايد اجباري باشد؟
اگه میخوای جوابش رو بدونی رو ادامه مطلب کلیک کن ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 3:6  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
مــرد دانــا گـــله از گردش دنيــا نــــكنـــد عمــر صــرف غـم بيـهوده و بيــجا نـكنـد بـــوستاني كه گــلش را نبــود عهد و وفــــا مـــرد آزاده در او مـيــل تـمـاشـــا نــكنـد صـاحب عزم متين باش كه از گردش چـرخ مـــرد بـا عــزم نـينديـشـدو پــــروا نــكنـد دانــش و معرفت آمــوز كه جـز تابش علـم قــلب تـــاريك تو را روشن و بينـا نــكنـد تلــخي عــمر بشر حاصل بي تجربگي است مـــرد را جـــز ثـــمـر تــجربـه دانـا نــكنـد حـذر از سيـل حــوادث نكند صـاحب عـزم دل بــه دريــا زده انــديــشـه زدريا نــكنـد مــورد لــطف و عنــايات خـداوندي نـيست آنـكه بـا خلق خـدا لــطف ومـدارا نــكنـد چــرخ با آن عظمت بـنده فرمان كسي است كــه بـجــز بنـــدگي ايــزد يــكتــا نــكنـد بي نياز از همه شد آنكه چنان از دل خويش از خــدا خـــواهـد و از خـلق تـمنـا نــكنـد تـكيه بـر لطف خـدا كن كه كسي حل امور جـــز بـه تــأييــد خــداونـد تــوانـا نــكنـد اثرآقاي دكتر رسا خراساني (رسا)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 3:1  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
سكاكي زماني كه شروع به درس خواندن كرد چهل سال داشت ودر اين سن درس را خوب فهميدن شايد غير معقول باشد تا اين كه يك روز استاد به سكاكي گفت: هزار بار بگو«ظرفي كه سگ دهان به آن زد با سه بار خاك مالي پاك مي شود» فردا آن روز سكاكي وارد كلاس شدو اينگونه تكرار كرد: سگ گفت: ظرفي كه استاد دهان به آن زد با سه بار خاك مالي پاك مي شود. در اينجا از خود نا اميد شد و از كلاس بيرون رفت تا اينكه يك روز كنار سنگي نشسته بود و قطرات آب از بالا به اين سنگ مي خورد، تا اينكه قطرات آب سنگ را شكافتند. سكاكي به فكر فرو رفت و با خودش گفت:آيا من از يك قطره آب كمترم؟ كه او توانست با مداومت سنگ سخت را بشكافدآيا نمي توانم عالم شوم.(ميگويم: بياييد به خودمان بقبولانيم و باور كنيم كه ميتوانيم درهركاري مخصوصاً درتهذيب، تحصيل و ورزش موفق شويم. تنها با كمي مداومت و تلاش)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:57  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
از بزرگي نقل شده كه سبب بيداري او از خواب غفلت و كوشش در تحصيل معرفت وبندگي كلام غلامي بود. روزي در بازار برده فروشان غلامي ديد، خواست آن را بخرد، پس نزد او آمد وگفت: نام تو چيست؟ غلام گفت: هرچه بخواني؛ پرسيد: تو را بخرم؟ اگر بخواهي؛ پرسيد: خوراك تو چيست؟ گفت: هرچه بخوراني؛ پرسيد: لباست چيست؟ گفت: هرچه بپوشاني؛ از مسكنش پرسيد، گفت: هرجا كه جا دهي. گفت: اي غلام اين چه جوابهايي است كه مي دهي؟ غلام گفت: آقا! غلام را با خواست چكار؟ آن شخص متنبه شد و بر سر خود زد و گفت: اي كاش در عمرم يك روز با مولاي حقيقيم اينطور بودم.(۱)
۱ــ قلب سليم (شهيد دستغيب) ص 228
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:45  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
در كتاب«ديد» از كتب مقدسه هنديان چنين آمده است: پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخر الزمان پيدا مي شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور است و تمام عالم را بگيرد؛ و به دين خود آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد و هرچه از خداي بخواهد بر آورد. ما هم در زيارت عاشورا خطاب به اباعبدالله الحسين(عليه السلام) مي خوانيم: وَاَكْرَمَني بِكَ اَنْ يَرْزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍمَنْ اَهْل بَيْتِ مُحَمَّدٍصَلَّي اللهُ عَلَيْهَ وَآلِه وازخداوند ميخواهم كه روزي من گرداندتابا امام منصور ازاهلبيت محمّد(صلي الله عليه و آله) (يعني حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه)) خون خواه تو باشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:16  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمودند: فاطمه (سلام الله عليها) نزد حق تعالي داراي نُه نام است: فاطمه، صديقه، مُباركه، طاهره، زكيّه، راضيه و مرضيه و مُحدّثه و زهرا(سلام الله عليها). و سپس فرمود: ميداني فاطمه به چه معناست؟ فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ يعني بريده شده است از بدي ها. پس فرمود: اگر امير المؤمنين او را تزويج نمي نمود براي او كفو و نظيري بر رو ي زمين تا رو ز قيامت نه آدم، و نه آنها كه بعد از او بودند پيدا نمي شد.(1)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:14  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
رسو ل خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) مي فرمود: فاطمه پاره تن من است هركه او را شاد كند مرا شادكرده است وهركس او را آزرده كند مرا آزرده است، فاطمه عزيز ترين مردم در نزد من است. و از عايشه روايت شده است كه مي گفت: چون فاطمه به نزد پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) مي آمد، پيامبر به او خوش آمد ميگفت و دستهاي او را مي بوسيد و در جاي خود مي نشاند؛ و چون حضرت به خانه فاطمه مي رفت، فاطمه(سلام الله عليها) برمي خاست و به استقبال آن حضرت مي آمد خوش آمد مي گفت و دستهاي آن حضرت را مي بوسيد.(2)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:11  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
|
|
وبلاگ خودتونه،
ثبتش كنيد
![]() |