|
در يكي از مسافرت هاي تاريخي حضرت سليمان نبي(عليه السلام) با سپاهيان كه ازجن وانس و پرندگان با او همراه بودند گذرشان به وادي مورچگان افتاد. يكي از مورچه ها كه سمت فرماندهي آنها را داشت چون تشكيلات عظيم سليمان را ديد احساس خطر كرد و فرياد زد كه: اي مورچگان داخل لانه خود بدويد تا سليمان و لشكريانش شما را پايمال نكنند، آنان نمي فهمند. باد سخن مورچه را به گوش سليمان رسانيد. همچنان كه در هوا مي گذشتند ايستاد و دستور داد مورچه را بياوريد وقتي مورچه را آوردند. سليمان فرمود: مگر نمي داني كه من پيامبر خدا هستم و هرگز به كسي ظلم وستم نمي كنم. مورچه گفت: بلي مي دانم. سليمان فرمود: پس چرا به آنها دستور دادي كه فرار كنند. مورچه گفت: من احساس كردم مورچه ها تشكيلات عظيم سلطنت بي نظير شما را ببينند و فريفته دنيا شوند و از خدا فاصله گرفته و غير او را پرستش كنند(1)
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:0  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
سؤال: آزمايش الهي براي چيست؟ درحالي كه اصولاً امتحان وازمايش براي آن است كه انسان از جهل بيرون آمده وبر ناشناخته ها دست يابد؛ در حالي كه خداوند از اسرار درون و برون همه كس و همه چيز آگاه است.
جواب: در جواب بايد بگوييم كه: اگر ازمايشهاي بشري باشد اشكال ذكر شده وارد است زيرا بشر براي رفع جهل و ابهام و انتخاب برتر اقدام به امتحان وآزمايش مي كند، امّا آزمايش هاي خداوند دو دليل دارد: 1ـ انسان دنبال حقيقت باشد و از سنت هاي الهي براي شكوفا نمودن استعداد هاي نهفته و تكامل بخشيدن به نظام هستي استفاده كند. تمام موجودات زنده سير تكاملي دارند، مثلاً درخت با تشكيل دادن شاخ وبرگ و ميوه به تكامل رسيده است كه طي زحمات و تلاشي به دست مي آيد همانند اينكه آن را باغبان آبياري ميكند و بعد درخت در پاييز برگ درختان ريخته مي شود و در زمستان اثري از سبزي دردرخت ديده نمي شود، در بهار شكوفه ميزند و نهايتاً در تابستان دوباره ميوه ميدهد و اين است سير تكاملي يك درخت؛ ولي سير تكاملي انسان خليفه الله شدن است نه برگ و ميوه دادن پس براي رسيدن به اين هدف والا بايد به ما رنج ها و سختي ها برسد تابتوانيم حقيقت خودمان را پيداكنيم. 2ـ آزمايش براي ثواب و عقاب: در بين مردم يك ضرب المثل گفته مي شود كه: «به عمل كار برآيد به سخنراني نيست». يكي از دلائل ديگر براي اين كه لازم است خدا انسان را آزمايش كند جهت ثواب و عقاب است؛ زيرا اگر كسي عملي انجام ندهد پس نتيجتاً ثواب و عذابي نبايد دركار باشد، در صورتي كه اين محال است و اين معني اختيار است. انسان اختيار دارد «دروغ بگويد» واختيار دارد«راست بگويد» حال انتخاب با خود اوست واين انتخاب است كه او را بهشتي يا جهنمي مي كند.
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:35  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام فرمودند: چون روايتي را شنيديد آن را بفهميد و عمل كنيد، نه بشنويد و نقل كنيد؛ زيرا راويان علم فراوانند و عمل كنندگان به آن اندكند.(وما نيز از خوانندگان عزيز مي خواهيم كه اين حديث را سرلوحه زندگي خود قرار دهند).(1)
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:30  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
ابی سعید خدري مي گويد: با رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) نشسته بوديم مردي پيش او آمد و عرض كرد: يا رسول الله خبر بده به من از فرمايش خداوند با ابليس كه فرمود:
«اَسْتَكبَرْتَ اَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِيْنَ» (آيا متكبر شدي يا از گروه عالين بودي)(1) عالين چه كساني هستند آيا از فرشتگان والا مقام ترند؟؟؟ رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند: من و علي و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام) در برابرعرش پروردگارجهانيان بوديم و او را تسبيح مي كرديم و فرشتگان به تسبيح ما، تسبيح مي گفتند. بيش از دو هزار سال قبل از خلقت آدم و هنگامي كه خداوند آدم را آفريد به فرشتگان امركرد آدم را سجده كنند و ما را به اين سجده امر نكرد تمام فرشتگان سجده كردند مگر ابليس كه نا فرماني كرد وسجده نكرد و سپس خداي بزرگ فرمود:«آيا متكبر شدي يا از گروه عالين بودي». مقصود خداوند ازعالين پنج تن بودندكه نام آنها بر سرداق عرش نوشته شده بود وما كساني هستيم كه از راه ما خلايق مي توانند به خداي خود نزديك شوند، به ما هدايت مي شوند، و كسيكه ما را دوست داشته باشد خداوند او را دوست دارد و در بهشت ساكنش مي گرداند و كسي كه ما را دشمن بدارد خداوند او را دشمن مي دارد و در آتش جايش مي دهد، و بدان كه جز حلال زاده ما را دوست ندارد.(۲)
2ـ فضائل شيعه(شيخ صدوق) حديث 7
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:25  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم هنگامي كه در غدير فرمود:«من كنت مولا فهذا عليٌ مولا» (هركس من مولاي او هستم پس اين علي مولاي اوست)
جبرئيل به آن حضرت افتخار كرد و كه خادم و دوستدارش بوده و به اذن الهي در همه جا با آن حضرت بوده و در درب خانه اش بوده. ميكائيل به آن حضرت افتخار نمود.اسرافيل افتخار مي كرد كه گهواره آن حضرت را حركت داده است.و عزرائيل نيز افتخار كرد وگفت: چه كسي مانند من است، مأمور شده ام كه جان شيعيانش را به اجازه و رضايت او بگيرم.(1)
شكر خدا كه عزت واقبال يار ماست مدح وثناي آل محمد شعار ماست دل مُهرشد به مِهر ولاي تــو يــاعلي تا روز حشر ايـن سند افتخار ماست با تشكر از سيد محمد ستوده حسيني
1ـ مصباح كفعمي ص 735 و جنة الآمال الواقعه
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:1  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
|
|
وبلاگ خودتونه،
ثبتش كنيد
![]() |