|
سؤال:درقرآن آمده است: «در دين هيچ اجباري نيست» وقتي در پذيرش دين هيچ اجباري نباشد پس حجاب امري فرعي است چرا بايد اجباري باشد؟
اگه میخوای جوابش رو بدونی رو ادامه مطلب کلیک کن ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 3:6  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
مــرد دانــا گـــله از گردش دنيــا نــــكنـــد عمــر صــرف غـم بيـهوده و بيــجا نـكنـد بـــوستاني كه گــلش را نبــود عهد و وفــــا مـــرد آزاده در او مـيــل تـمـاشـــا نــكنـد صـاحب عزم متين باش كه از گردش چـرخ مـــرد بـا عــزم نـينديـشـدو پــــروا نــكنـد دانــش و معرفت آمــوز كه جـز تابش علـم قــلب تـــاريك تو را روشن و بينـا نــكنـد تلــخي عــمر بشر حاصل بي تجربگي است مـــرد را جـــز ثـــمـر تــجربـه دانـا نــكنـد حـذر از سيـل حــوادث نكند صـاحب عـزم دل بــه دريــا زده انــديــشـه زدريا نــكنـد مــورد لــطف و عنــايات خـداوندي نـيست آنـكه بـا خلق خـدا لــطف ومـدارا نــكنـد چــرخ با آن عظمت بـنده فرمان كسي است كــه بـجــز بنـــدگي ايــزد يــكتــا نــكنـد بي نياز از همه شد آنكه چنان از دل خويش از خــدا خـــواهـد و از خـلق تـمنـا نــكنـد تـكيه بـر لطف خـدا كن كه كسي حل امور جـــز بـه تــأييــد خــداونـد تــوانـا نــكنـد اثرآقاي دكتر رسا خراساني (رسا)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 3:1  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
سكاكي زماني كه شروع به درس خواندن كرد چهل سال داشت ودر اين سن درس را خوب فهميدن شايد غير معقول باشد تا اين كه يك روز استاد به سكاكي گفت: هزار بار بگو«ظرفي كه سگ دهان به آن زد با سه بار خاك مالي پاك مي شود» فردا آن روز سكاكي وارد كلاس شدو اينگونه تكرار كرد: سگ گفت: ظرفي كه استاد دهان به آن زد با سه بار خاك مالي پاك مي شود. در اينجا از خود نا اميد شد و از كلاس بيرون رفت تا اينكه يك روز كنار سنگي نشسته بود و قطرات آب از بالا به اين سنگ مي خورد، تا اينكه قطرات آب سنگ را شكافتند. سكاكي به فكر فرو رفت و با خودش گفت:آيا من از يك قطره آب كمترم؟ كه او توانست با مداومت سنگ سخت را بشكافدآيا نمي توانم عالم شوم.(ميگويم: بياييد به خودمان بقبولانيم و باور كنيم كه ميتوانيم درهركاري مخصوصاً درتهذيب، تحصيل و ورزش موفق شويم. تنها با كمي مداومت و تلاش)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:57  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
از بزرگي نقل شده كه سبب بيداري او از خواب غفلت و كوشش در تحصيل معرفت وبندگي كلام غلامي بود. روزي در بازار برده فروشان غلامي ديد، خواست آن را بخرد، پس نزد او آمد وگفت: نام تو چيست؟ غلام گفت: هرچه بخواني؛ پرسيد: تو را بخرم؟ اگر بخواهي؛ پرسيد: خوراك تو چيست؟ گفت: هرچه بخوراني؛ پرسيد: لباست چيست؟ گفت: هرچه بپوشاني؛ از مسكنش پرسيد، گفت: هرجا كه جا دهي. گفت: اي غلام اين چه جوابهايي است كه مي دهي؟ غلام گفت: آقا! غلام را با خواست چكار؟ آن شخص متنبه شد و بر سر خود زد و گفت: اي كاش در عمرم يك روز با مولاي حقيقيم اينطور بودم.(۱)
۱ــ قلب سليم (شهيد دستغيب) ص 228
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:45  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
در كتاب«ديد» از كتب مقدسه هنديان چنين آمده است: پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخر الزمان پيدا مي شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور است و تمام عالم را بگيرد؛ و به دين خود آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد و هرچه از خداي بخواهد بر آورد. ما هم در زيارت عاشورا خطاب به اباعبدالله الحسين(عليه السلام) مي خوانيم: وَاَكْرَمَني بِكَ اَنْ يَرْزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍمَنْ اَهْل بَيْتِ مُحَمَّدٍصَلَّي اللهُ عَلَيْهَ وَآلِه وازخداوند ميخواهم كه روزي من گرداندتابا امام منصور ازاهلبيت محمّد(صلي الله عليه و آله) (يعني حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه)) خون خواه تو باشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:16  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمودند: فاطمه (سلام الله عليها) نزد حق تعالي داراي نُه نام است: فاطمه، صديقه، مُباركه، طاهره، زكيّه، راضيه و مرضيه و مُحدّثه و زهرا(سلام الله عليها). و سپس فرمود: ميداني فاطمه به چه معناست؟ فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ يعني بريده شده است از بدي ها. پس فرمود: اگر امير المؤمنين او را تزويج نمي نمود براي او كفو و نظيري بر رو ي زمين تا رو ز قيامت نه آدم، و نه آنها كه بعد از او بودند پيدا نمي شد.(1)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:14  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
رسو ل خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) مي فرمود: فاطمه پاره تن من است هركه او را شاد كند مرا شادكرده است وهركس او را آزرده كند مرا آزرده است، فاطمه عزيز ترين مردم در نزد من است. و از عايشه روايت شده است كه مي گفت: چون فاطمه به نزد پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) مي آمد، پيامبر به او خوش آمد ميگفت و دستهاي او را مي بوسيد و در جاي خود مي نشاند؛ و چون حضرت به خانه فاطمه مي رفت، فاطمه(سلام الله عليها) برمي خاست و به استقبال آن حضرت مي آمد خوش آمد مي گفت و دستهاي آن حضرت را مي بوسيد.(2)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:11  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
خداوند در قرآن به ابليس چنين مي فرمايد: به درستيكه تو مهلت داده مي شوي تا روز وقت معلوم(سوره حجر آيات 37 و 38) راوي مي گويد: از امام (عليه السلام) پيرامون وقت معلوم سؤال كردم. حضرت فرمودند:«وقت معلوم روز قيام قائم است كه خداوند وقتي او را اذن قيام مي دهد درمسجد كوفه شيطان به نزد او مي آيد تا آنكه درمقابل آن حضرت زانو مي زند و مي گويد: واويلا از اين روز، پس آن حضرت موي پيشانيش را مي گيرد و او را گردن مي زند وآن روز وقت معلوم است».(3)
3ــ مكيال المكارم ج 1 ص 147 ــ بحار الانوار ج 52 ص 376
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 2:8  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
|
|
وبلاگ خودتونه،
ثبتش كنيد
![]() |