|
الو سلام!! اينجا منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برات درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست به سوي خود دل مرا بخوان تا سبک شوم نوازشم کن اي خدا ، نوازشت چه باصفاست
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:18  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
شعار هرجمع و سپاهي بر خاسته از بينش معرفت و شعور آنان است و سمت و سوي حركت آنان را عيان مي سازد.«يالثارات الحسين(عليه السلام)» يكي از شعارهاي نمادين و برجسته ياران مهدي(عجل الله تعالي فرجه) است. يعني:اي خون خواهان حسين(عليه السلام) بپاخيزيد. اين شعار انتقام يكي از محوري ترين آرمانهاي شيعه در راستاي اصلاح امّت ــ پيدايش انحراف و شكل گيري يك جامعه ديني در سراسر جهان است ــ سرداده خواهد شد و به قرنها انتظار پايان خواهد داد؛ انتظاري كه همواره با اين دعا همراه بوده است:«كجاست آن كه از خون شهيدان كربلا انتقام خواهد كشيد». (حالا از اين مطلب فهميده مي شود كه يكي از راه هاي كمك در امر ظهور كسب و درك شعور حسيني است و بعد از فهم اين مطلب در كنارش داشتن شور حسيني.)
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:51  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
نعماني از حضرت امام صادق (عليه السلام)روايت مي كند كه فرمود: صاحب الامر را غيبتي است كه هركس در غيبت وي بخواهد دين خود را حفظ كند، مثل اين است كه درخت خاردار را با دست خود از خار صاف كند. سپس حضرت به دست اشاره كرد و فرمود اينطور! و بعد فرمود: «كدام يك از شما بادست خار درخت را چنگ زده است؟!» آنگاه لحظه اي سكوت نمود وسپس فرمود:«صاحب اين امر(قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه)) غائب مي شود؛ پس به هنگام غيبت او بايد بندگان خدا از خدا بترسند و دين خود را از دست ندهند!»
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:38  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
در توقيع مبارك حضرت مهدي روحي له الفداه به شيخ مفيد آمده است: ما با شما عهد مي كنيم كه هر كسي از برادران ديني شما (شيعيان)كه تقوا را سرمايه خويش قرار دهد از فتنه هاي گمراه كننده ظلمت خيز در امان خواهد بود و اگر كسي بر خلاف وظيفه رفتار كرده، از آنچه بايد عمل كند بخل ورزد، مسلماً خسران و زيان دو جهان نصيبش خواهد شد.(1)(از اين مطلب مي توان فهميدكه وظيفه ما شيعيان و محبين حضرات معصومين(صلواه الله عليهم اجمعين) در زمان غيبت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه) اين است كه تقوا را سرمايه خويش قرار دهيم.)
بار پروردگارابر ما رأفت و رحمت و دعا و نيكي او(حضرت مهدي ارواحنا فداه) را عنايت فرما؛ به آن مقدار كه بزرگي و رحمتت را نائل شويم و در نزد تو فائز و رستگار گرديم.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:17  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
رسم بر اين بود كه علماي شيعة مقيم نجف، روز عاشورا پياده به كربلا مي رفتند. در بين راه محلي وجود دارد به نام طويرج كه در چهار فرسخي كربلاست. در اين روز دسته هاي سينه زني از اين محل به طرف كربلاي حسيني حركت مي كنند و علما و مراجع به آنها ملحق شده وسينه مي زنند. سيد مهدي بحر العلوم با عده اي از طلاب به استقبال دستة سينه زني طويرج رفتند. صداي ضجّه و مويه از هرطرف شنيده مي شد. صداي دلنشين و غريبانه مرثيه خوان، با ضرب دستِ عزاداران بر سينه هاي برهنه شان هماهنگ شده بود. خداوند در جان و تنشان روح عشق حسين(عليه السلام) را دميده بود. ناگهان علامه بحر العلوم، مجتهد طراز اول جهان تشييع، مثل ساير سينه زنها لخت شده و در ميان جمعيت رفت و به سينه زني پرداخت. طلاب هرچه كردند تا مانع ابراز احساسات ايشان شوند، كاري از پيش نبردند. علامه خود را به دريا سپرده بود ضجّه مي زدو عمامه از سرش افتاده بودو موهاي ژوليده اش همراه خس و خاك آشفته شده بود... شام غريبان، سلماسي، شاگرد مخصوص ايشان، پرسيد:«استاد، شما را به صاحب اين شب مقدس سوگند به من بگوييد چه شد كه شما بي اختيار وارد دسته سينه زني شديد و آنگونه به عزاداري پرداختيد؟» علامه اشكهايش راپاك كرد و گفت: «وقتي به دسته سينه زني رسيدم، ديدم حضرت بقيه الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه) با سرو تن برهنه ميان سينه زنها به سر و سينه مي زنند و گريه مي كنند. من هم نتوانستم طاقت بياورم، پس در خدمت آن حضرت، مشغول سينه زدن شدم ...»(1)
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:9  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
در جلد 13 از بحار الانوار، باب 27 رواياتي از رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) و ائمه(عليهم السلام) نقل كرده كه:« افضل اعمال امت من انتظار فرج است واگر كسي بحال فرج و قيام مهدي (عجل الله تعالي فرجه) بميرد بمانند اين است كه همراه با آن حضرت جهاد كرده و ثوابش مانند 25 شهيد است.» در اين داستان دقت كنيد: محيي الدين اربلي گفت:روزي درخدمت پدرم بودم ديدم مردي نزد اونشسته وچرت ميزند درآن حال امامه از سرش افتاد وجاي زخم بزرگي درسرش نمايان شدپدرم پرسيد اين زخم چه بوده؛ گفت: اين زخم رادرجنگ صفين برداشتم.به اوگفتند توكجا وجنگ صفين كجا؟ گفت: وقتي به مصر سفرمي كردم، مردي از اهل غزّه با من همراه گرديد در بين راه در باره جنگ صفين به گفتگوپرداختيم؛ همسفرمن گفت: اگر من درجنگ صفين بودم شمشيرم را از خون علي و يارانش سيراب مي كردم من هم گفتم: اگر من نيز در جنگ صفين بودم شمشير خود را از خون معاويه و پيروان او سيراب مي كردم؛ اينك من وتو از ياران علي(عليه السلام) و معاويه ملعون هستيم بيا با هم جنگ كنيم با هم در افتاديم و زد و خورد مفصلي نموديم يك وقت متوجه شدم كه بر اثر زخمي كه بر سرم رسيده از هوش مي روم. در آن اثناء ديدم شخصي مرا با گوشه نيزه اش بيدار مي كند چون چشم گشودم از اسب فرود آمد و دست روي زخم سرم كشيد، درآن حال بهبود يافت وفرمود همين جا بمان و بعد ازاندكي ناپديد شد وسپس درحالي كه سر بريده همسفرم را كه با من جنگ مي كرد در دست داشت با چهارپايان او برگشت وبه من گفت: اين سر دشمن توست تو به ياري ما برخاستي ماهم تو را از ياري كرديم چنانچه خداوند هركس او را ياري كند نصرت ميدهد. پرسيدم: شماكيستيد؟ فرمود: منم صاحب الامر(عليه السلام) سپس فرمود: هركس از توپرسيد كه اين زخم چه بود؟ بگو ضربتي است كه در صفين برداشته ام.(1)
1ــ قلب سليم (شهيد دستغيب) ص 860
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 3:53  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
شايد تعجب كنيد اما: گريه در مصائب به شرطي كه از روي اعتراض،يأس و نااميدي نباشد نه تنها بد و ناپسند نيست و دليل بر ضعف انسان نمي باشد بلكه بسيار خوب و مفيد هم مي باشد و باعث قوي شدن انسان مي شود. چون اين نوع گريه باعث آزاد شدن عقده ها و فشار هاي روحي مي شود و روحيه انسان را بهتر و قوي ترمي كند ونشاط را به آدمي برمي گرداند. در اصل، گريه يكي از عواملي است كه فشار هاي روحي انسان را برطرف كرده و نيروي تازه اي به آدمي مي بخشد(البته همانطوركه ذكرشد،گريه اي كه از روي نا اميدي نباشد) پس چه بهتر كه هر چند وقت يك بار در حال مناجات با خدا و اهل بيت(عليهم السلام) مشغول گريه و زاري و تضرّع به درگاه الهي بگرديم و علاوه بر برخورداري از اجر و ثواب معنوي روحيه خود را تقويت كرده و در حالت هاي روحي زيبا و لطيفي را در خود به وجود بياوريم. مناجات با خداو اهل بيت(عليهم السلام) و درخواست كمك از آنها و همچنين تفكر و گريه در مصائب اهل بيت(عليهم السلام)، باعث باز شدن مجراي فيض و كمك هاي الهي مي گردد. (باتشكر از حجه الاسلام سجاد مفيدي)
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:13  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
نام ايشان فاطمه ومعروفه به معصومه ويكي از دختران امام موسي كاظم(عليه السلام) مي باشند كه مرقد شريفش در قم واقع شده است. سبب آمدن ايشان به شهر قم، چنان كه علامه مجلسي از تاريخ قم نقل كرده و او از مشايخ قم روايت فرموده كه: يك سال پس ازآنكه مأمون حضرت امام رضا(عليه السلام) را به مرو طلبيد، حضرت معصومه (سلام الله عليها)به جهت اشتياق ملاقات برادرش از مدينه به جانب مرو حركت كرد و در ساوه مريض شد. آن حضرت پرسيدند: از اينجا تاقم چه مقدار راه است؟ گفتند: ده فرسخ است. پس آن مخدّره به خادم خود دستور داد: مرا به جانب قم ببريد. وچون خبر رسيدن خانم به آل سعد رسيد همگي متفق شدند به پيشباز آن حضرت بروند و از ايشان خواهش كنند كه به قم بيايد.پس در ميان همه موسي بن خزرج بر اين امر تقدّم جست و همين كه به خدمت آن مكرّمه رسيد، مهار ناقه را گرفت و كشيد تا وارد قم شدند و آن سيّده جليله را در خانه خود منزل داد سپس آن حضرت مدت 17 روز در دنيا مكث كرد و به رحمت ايزدي شتافت و به رضوان الله پيوست. پس او را غسل وكفن نموده و در نطقه بابلان (آنجا كه روضه مقدسه اوست) مِلك موسي بن خزرج دفن كردند. امام جعفر صادق(عليه السلام) فرمود: همانا از براي حق تعالي حرميست، و آن مكه است. براي رسول خدا حرميست، وآن مدينه است. براي امير المؤمنين حرميست، وآن كوفه است از براي ما اهل بيت نيز حرميست، و آن بلده قم است. بعد از اين در آنجا زني از اولاد من، كه فاطمه ناميده مي شود دفن ميگردد، هركس او را زيارت كند بهشت از براي او واجب مي شود.(1)
1ــ منتهي الآمال ج 2 ص 307 ــ 309
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:10  توسط محبین خمسه طیبه(علیهم السلام)
|
|
|
وبلاگ خودتونه،
ثبتش كنيد
![]() |